سفرنامه چین از زبان یکی از مسافرین به این سرزمین

آنچه در ادامه این مقاله خواهید خواند سفرنامه چین یکی از مسافرین به این منطقه است، او تمامی مشاهداتش را در نگارش برای کسانی که دوست دارند سفری متفاوت تجربه کنند به رشته تحریر در آورده است.

سفرنامه چین از زبان یکی از مسافرین به این سرزمین

با سفر کردن به دانش خود بیافزایید تو گویی همین دیروز بود که از همکارم خواستم تا این جمله نوشته شده بر سردر شهرک سینمایی شهر اینچوان (YINCHUAN) را برایم ترجمه کند!

شاید آن روز که در آغاز سفرم به این استان بودم، چندان به مفهوم این جمله توجه نکردم و به راحتی از آن گذشتم، اما حالا که در پایان یکی از بهترین سفرهایم قرار گرفتم و مروری به چند روز پربار گذشته می کنم، می بینم که این جمله بهترین تعبیر برای سفر کردن است!

من در سفر خود از پکن به نینگ شیا بسیار چیزها آموختم! در این سفر زیبایی های بسیار دیدم و با شگفتی های بی کران رو به رو شدم! در سفر از پکن به اینچوان،وو جونگ، گو یوان و جونگ وی، با مردمان خونگرم آشنا شدم و از تجربیات فرهیختگان و نخبگان بهره ها بردم!

در شهرهای وو جونگ و جونگ وی، عظمت رودخانه زرد، رودخانه ای که سال ها در کتب جغرافیا از موقعیتش خوانده بودم، از نزدیک لمس کردم و حتی از روی آن عبور کردم!

در شهر گو یوان بر روی باریک ترین بخش جاده باستانی ابریشم قدم زدم، راهی که از گذشته تا کنون مورد توجه دولتمردان بوده و تبادلات بسیار در آن صورت گرفته است! راهی که نه تنها باری از کالاهای کشور چین و دیگر کشورها را بر پشت خود حمل می کرد، بلکه، باری از تجربیات را نیز با خود همراه داشت و چه سرنوشت ها که از طریق این راه رقم خورد و چه فرهنگ ها و آموزه ها که از این راه مهم به جاهای مختلف منتقل شد! در جاده باستانی ابریشم، مردان و زنانی از ایران زمین را احساس کردم که با سخت کوشی و صبورانه با کوله باری از اندوخته های زندگی پشت به پشت هم از این راه گذر کردند…!

بودای بزرگ را بر فراز کوهستان شی می دیدم و مشقت عابدان بودایی را حس کردم که مشتاقانه، راه سخت کوهستان را تعظیم کنان بالا می رفتند و ساعت ها در معابدی که در دل کوه ساخته بودند به عبادت و راز و نیاز با معبود خود می گذراندند! و چه زیباست احترام مردم چین به باورهای یکدیگر از هر قوم و ملیتی که هستند!

کوهستان لیو پن آن جا که در قله اش قرار می گیری بی اختیار این اصطلاح همچون کوه ایستادن در ذهنت حک می شود! این کوهستان در روزگاران نه چندان دور حافظ صدها سرباز به رهبری مائوتسه دونگ بوده است و حالا نیز همچنان سخت و استوارانه ایستاده و به وجود فرزندان این مرز و بوم افتخار می کند!

نینگ شیا من را با بزرگ مردانی همچون استاد جو جین تانگ آشنا کرد که سال های سال از زندگی پربار خود را برای دوستی بیشتر کشورش با سرزمین من سپری کرده و عاشق ایران، فرهنگ ایران و مردم ایران شده است!

در سفر از پکن به نینگ شیا، از مدیران جوان، نخبگان، مسوولین این استان اسلامی بسیار آموختم و از تجربیاتشان بهره بردم!

موقعیت سلسله های مختلف در این منطقه را در شهرک سینمایی دیدم و پس از آن توسعه سریع کشور را در مرکز رایانش ابری و چند مرکز فناوری دیگر از نزدیک لمس کردم و باور کردم که حفظ گذشتگان و احترام به نیاکان و سخت کوشی، صبوری، باورپذیری، عمل گرایی و واقع بینی و بسیار بسیار دیگر …. سبب شد که سرزمین پهناور چین از دوران انزوا خارج شده و درهای خود را به سوی کشورهای دیگر باز کند و نه تنها وسعت پهناور خود را از دست ندهد که بر پهنای معنوی و بار علمی، فرهنگی، اقتصادی و … نیز بیفزاید!

در وو جونگ با بانویی برجسته آشنا شدم که با وجود نقص عضو، موسسه ای را مدیریت می کرد که فعالیت برجسته اش تولید و توزیع خوراک اسلامی بود! او که خود در در روزگاران جوانی اش بر اثر حادثه ای در محل کار، دستش را از ناحیه آرنج از دست داده است، نه تنها بخش بزرگی از درآمد موسسه اش را در امور خیریه صرف می کند، بلکه تعداد قابل توجهی از کارگران و کارمندانش را از میان افراد معلول انتخاب و استخدام کرده است.

در سفر از شهری به شهر دیگر استان نینگ شیا، چشمانم هنوز به دنبال زیبایی های طبیعت بکر این منطقه است و می داند که در میان کوه و دشت و بیابان و رود این منطقه هنوز قشنگی های بسیار وجود دارد که دست نخورده باقی مانده است!

در نینگ شیا روزهای شاد بسیار داشتم و تجربیات شاد همراه با دلهره ام را در منطقه گردشگری زیبا که کوه و جنگل و رود و بیابان را یکجا دارد، هرگز فراموش نمی کنم وتصاویر آن همواره در ذهنم باقی خواهد ماند!

یاد مردمان سخت کوش نینگ شیا، مسلمانان خونگرم، جوانان شوخ طبع، کودکان شیرین آن را در ذهنم حک خواهم کرد و می دانم که با دیدن عکس هایی که از آن ها دارم، گفته های جوانان را به یاد خواهم آورد که با دیدن من به انگلیسی سلام می دادند و بین خود می گفتند، این خارجی از کجا پیدایش شد، همچنین کودکان شیرین چهره اش را به یاد می آورم که من را خاله صدا می کردند و …

این ها همه و حتی بیش از این ها کوله باری زیبا از سفرم به نینگ شیای زیبا و آرام بود و عزیزان بسیار در این سفر در گروه دوستان وی چتم اضافه شدند، از تنها دوست ایرانی آقای جواد جعفری در اینچوان تا کارمندان شرکت هایی که از آن بازدید کردیم.

در این سفر تجربه شیرین در مقابل دوربین فیلمبرداری را نیز به دست آوردم و با دو دوست بسیار صبور و مهربان آقای جین فیلمبردار و خانم شیه کارگردان تلویزیون استان نینگ شیا آشنا شدم و می دانم که دلم برایشان تنگ می شود. در این سفر با راهنمای جوانمان آقای لیو، مرد صبور و مهربانی آشنا شدم که هنوز راه بسیار برای آموختن پیش رو دارد.

و اما، بزرگ ترین و زیباترین لحظات من با همسفرانی گذشت که همگی از بهترین ها هستند. از دانش و اخلاق همسفرانم آقایان هوانگ، تسای، وانگ فا و بانوان لیوتینگ و لی هویی جونگ بسیار چیزها آموختم و خوشحالم که در پکن به آن ها نزدیک هستم!

این سفر را برای این همه خوبی هایی که به من هدیه کرد بسیار دوست دارم!

اخبار و مقالات مرتبط با "سفرنامه چین از زبان یکی از مسافرین به این سرزمین"

عجایب چین فقط توسط مردم سختکوش ساخته نمیشود، طبیعت چین هم خودش برای خودش منحصر به فرد است، کوهستانی در جنوب چین قرار دارد که تخم سنگی میگذارد و حسابی باعث جلب توجه رسانه ها شده است و البته بهانه ای برای جذب گردشگر به این منطقه عجیب شده است.

شانگهای ابرشهر چین که امروزه دیگر جهانی شده است و هر روز و هر موقعی از سال پر از گردشگران و تجار است، گردش در این شهر وسیع و مملو از اضداد بسیار لذت بخش است، در ادامه میخواهیم به این شهر سفر کنیم و هر چه میدانیم از شانگهای چین را بیان کنیم.

سفر به مالزی با ان همه تفاوت فرهنگی بسیار هیجان انگیز است، تفاوتهایی که در بناها و حتی غذاهایی که مردم میخورند هم قابل مشاهده است، در ادامه میخواهیم نکاتی را برای قبل از سفر به کوالالامپور بیان کنیم.

به "سفرنامه چین از زبان یکی از مسافرین به این سرزمین" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با سفرنامه چین از زبان یکی از مسافرین به این سرزمین

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید